دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تا 4سالگی خونه بابابزرگم اینا زندگی می کردیم.بعد این خونه ای که تو عکس فلش زدم خونه خدابیامرز بود.امام جمعه شهرمون.از اون حاج آقا خوباااا بود.واقعا خودش و خانواده اش خیلی خوب بودند.هر وقت منو تو کوچه می دید تا سلام می کردم با خنده جوابم می داد.یادم نمیاد که یه بار بخواد با اخم جوابم بده.حتی بزرگ که شدم حتی تا دبیرستان وقتی می رفتم خونه مادربزرگم و موقع نماز میشد و می خواست بره مسجد و تو کوچه می دیدمش سلامش میکردم.باز هم با همون خوشرویی اش جوابم می داد.حتی وقتایی که می رفت قم برا خدایامرز بابابزرگم سوهان و مهر و سجاده می اورد.

1392/07/10 - 22:07 در خاطرات
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)