دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با توجه به گرونی کاموا ، آرزوی این روزهای من

1392/07/24 - 14:41 در آرزوهای من
9 ديدگاه
آناهیتا

تا همین حد راضی ام.بیشتر از این کاموا نمی خوام

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 9 دقيقه قبل
دیانا

چرا هعی تو دل منو آب میکنی
از وقتی این ارشد لعنتی قبول شدم دستم نرفته به میل دیگه نذاشتن
برا من بود میزدم زیر هرچی درس مسخرست میرفتم تعاونی بافتنی میزدم

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبل
دیانا

اصن خونواده من خیلی بدن
نمیبخشمشون
هرکار هنری که رفتم از دستشون نصفه کاره موند از بس گفتن توش نون و آب نیس
نقاشی..خط...اخریشم بافتنی
هرچیم میگم درس دیگه بدرد نمیخوره کو گوش شنوا
هنر ینی عشق ینی زندگی ینی دنیای رنگ
آرزو میکنم هیچکسی گیر خونواده ایی که بویی از هنر نبردن نیوفته

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 25 دقيقه قبل
آناهیتا

اینجور نگو دیانا جون.اونا هم صلاح تو رو می خوان.
من کاردانی حسابداری رو که گرفتم با وضعیت جامعه اصلا دیگه ادامه ندادم.خوبیش اینه خودم اصلا مدرک و مدرک ادم ها برام مهم نیست.

مدرک عکاسی رو که گرفتم از 10 نفر 9نفر می پرسید که کی اتلیه می زنی؟انگار عکاسی هم اتلیه زدن و عکس اسپرت و مجلسی هست.

الان هم بافتنی رو شروع کردم.سعی میکنم کاملش کنم.

الان هم می تونی کنار دَرسِت بافتنی رو انجام بدی که

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبل
دیانا

هعی عزیز دوست
به جا که مث کوه پشتمون باشن جلومونن
همه چیز واسشون درسه
برا بقیه خواهر برادرامم همین بوده ولی چون اونا عاشق درسن راحتن ولی من از همون اولم دوس داشتم برم هنرستان
ولی میگفتن جا بچه قرتیاست و...
اصن هنر براشون جا نیوفتاده
فک میکنن هنریا همشون آدمای خرابین و محیطش خرابه
سر همین طرز فکر مضحک نذاشتن برم خوشنویسی رو ادامه بدم ممتاز گرفتم به هربدبختی بود باید برا عالی میرفتم حتی نذاشتن که دیگه برم مدرکامو بگیرم هنو تو کیف استادمه..
شاگرد عالی اونجا بودم
برا بافتنی چون رشتم کشاورزیه میذارن تعاونی بزنم
میخواستم تعاونی بافندگی بزنم
ولی میگن حوصله دردسر نداریم
چون گیر و گور تعاونی زدن زیاده
میگن
برو شوهر کن هرکار دوس داری بکن!!
تو اصن منطقو داشته باش

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 13 دقيقه قبل
آناهیتا

چی بگم والا...

از ته دلم برات آرزو میکنم هر چه زودتر یه سری شرایط محیا بشه و بری دنبال هنر.خدا بزرگه عزیزم.

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبل
دیانا

دلم پره خیلیم پره
ولی وقتی همه تو یه جبهن و تو تنها علنن دهنم بسته میشه
میگم هیچی ارزش نداره حرمت نگه دار دختر ..پاشه رو در نمیچرخه نوبت منم میشه
..بیخیالی هم حدی داره هر از گاهی از یه جا میزنه بیرون این دردا
فداااااااااااای تو
همی که شما هنر دوستامو دارم برام قد یه دلخوشی بزرگه
موفق باشی آنااااااااای

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 7 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)