دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سر كلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف كن . گفتم : رفتم ...رفتي ...رفت ساكت مي شوم ، مي خندم ، ولي خنده ام تلخ مي شود ... معلم داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ! و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت رفت و دلم شكست ...غم رو دلم نشست رفت و شاديم مُرد ... شور و نشاط رو از دلم برد ... رفت ...رفت ...رفت و من مي خندم و مي گويم : خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است ... كارم از گريه گذشته كه به آن مي خندم ...

1392/07/26 - 18:31 در Im in love
2 ديدگاه
♥ مـــه ســـا ♥

خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است ...
كارم از گريه گذشته كه به آن مي خندم ...

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 10 ساعت و 36 دقيقه قبل
از یاد رفته...

خنده ی من به اجبار عکاس است وگرنه من کجا؟؟ خنده کجا؟؟....

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 10 ساعت و 31 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)