دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

لیلا
لیلا
leila-mahta

بچه ها با یه داستان که نوشته ی خودتون باشه چطورین..؟! واس سرگرمی بد نیس..بیشتر از یه جمله نشه خواهشا..میریم که داشته باشیم مقدمه ی داستانمونو.....یه روز داشتم از خیابون رد می شدم که یهو...ادامش با شما

1392/08/08 - 23:10
15 ديدگاه
ارســـــلانـــــ

یه روز داشتم از خیابون رد میشدم که یهو از خواب پریدم

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 2 دقيقه قبل
yosra

یه روز داشتم از خیابون رد می شدم هوا هم خیلی سرد بود دستامم تو جیبم بود یهو پام سر خورد با دماغ خوردم زمین.!

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 10 ساعت قبل
لیلا

من الان کدومشونو ادامه بدم..ارسلان اصن داستانو بردی تو خلاء

دماغ خوشگلم به کل داغون شد..

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 57 دقيقه قبل
لیلا



اینجوری...یهو از خواب پریدم و دیدم استاد بالا سرم وایساده..

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 51 دقيقه قبل
ارســـــلانـــــ

من که هول شده بودم یهو گفتم سلام و کل کلاس ترکید

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 46 دقيقه قبل
لیلا

و استاد که یه کم اخماش وا شده بود با یه لبخند گفت...سلام از ماست..

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبل
ارســـــلانـــــ

من که خیلی ماست دوست دارم یه لیس از سلام استاد زدم ُ یهو از خواب پریدم

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 44 دقيقه قبل
لیلا

آخرشم نفهمیدم خواب بودم یا بیدار..!!

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 41 دقيقه قبل
لیلا

ادامه ی داستان در برنامه هفته بعد خواب و بیدار

12 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 26 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)