دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اگه بخوام از لحاظ سال قمری حساب کنم دقیقا 10 سال داره میگذره.10 سال از یه اتفاق خاص تو زندگیم.تو این 10سال همش گفتند مصلحت نبوده و قسمت نبوده و این حرفا.یه نه گفتن خیلی مسیر زندگی رو عوض کرد.30بهمن 82 که مثل امروز شب اول محرم هم بود مثل یه ترمز مسیر زندگی منو نگه داشت...خیلی خیلی از زندگیم عقب افتادم و حسرتش رو هم می خورم اما هی به خودم میگم نه.هنوز دیر نشده.من هنوز خیلی فرصت ها رو دارم.حتی الان که 1سال و 4ماه و 4روز تا 30 سالگی ام باقی مونده.30 سالگی که یه دهه دیگه از زندگی ام شروع میشه.... همیشه یه روز قبل از محرم یاد 30بهمن 82 می افتم و ناخودگاه خاطرات اون روز تو ذهنم رژه میره. حتی هنوز طعم اون رولتی که اون شب بابا به خاطر اون اتفاق خرید رو حس میکنم... (پ.ن:ممکنه ناخودگاه فکر کنید اون اتفاق خاص! بحث ازدواج بوده اما اصلا بحث ازدواج و خواستگاری و این چیزا نبوده)

1392/08/13 - 16:53 در روزنوشت
1 ديدگاه
آناهیتا

دقیقا 10 سال تموم گذشت.از روزی که با تمام وجودم شاد بودم.از ته دل شاد بودم و می خندیدم.انگار تمام دنیا نصیبم شده بود.


باز هم محرم اومد و یادآوری اون روز...

13 سال و 5 روز و 54 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)