برادرانم لیوبی، شانگفی، کوانگیو، دست در دست یکدیگر دادهاید تا کشور را دوباره سامان ببخشید. میدانم چه رنجهایی در این راه کشیدهاید، میدانم. من هر روز غروب بر فراز تپهی همیشه سبز کنار دهکده به امید بازگشتتان به دوردستها خیره میشوم، نمیدانید چقدر دلتنگتان هستم. اکنون مدتی است که گلهای سپید باز شدهاند اما شما هنوز بازنگشتهاید. به نسیم گفتهام تا بوی گلهای سپید را برایتان بیاورد. به نسیم گفتهام که غبار سختیها را از چهرههاتان بزداید. مرا بیش از این منتظر نگذارید، برگردید. با پیروزی برگردید
1392/08/13 - 19:36 در
دیالوگهای ماندگار
به بهانه پخش فیلم سینمایی صخره سرخ از شبکه نمایش
13 سال و 4 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبل