دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يه روز تو تاكسي ، من و يه زن با يه بچه بغلش و يه مرد كهنسال عقب نشسته بوديم. بچه خيلي گريه ميكرد و مامانشو اذيت ميكرد. هممون كلافه شده بوديم. يهو اين آقاي كهنسال رو به بچه كرد و گفت : ... اگه اذيت نكني يه شكلات بهت ميدم! بچه هم همون جوري كه داشت گريه ميكرد رو كرد به مرده و گفت: "تو گ*ه نخور"!!!..... من آقا )X مامان بچه خود بچه

1390/11/04 - 11:49 توسط موبایل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)