پیشنهاد میکنم اینو بخونید خیلی زیباست شش سالمه ... با اینکه سرما خوردم اما اومدم تو کوچه چند روزی میشه که مامان خونه نیست چشاش خیلی قشنگه روشنه ... ولی هیچوقت منو تو بازی راه نمی ده هفده سالمه ... مامان واسه همیشه ما رو ترک کرد . یعنی بابا رو ترک کرد. لیلا بازم قهر کرده . جدیدا خیلی بی رحم شده . هرچی دلش می خواد میگه ......بیست و چهار سالمه .صدای موزیک همسایه داره دیوونم می کنه . به سلامتی لیلاخانوم عروس شده . دوست داشتم ببینمش... هی . سی و یک سالمه . بابا به رحمت ایزدی شتافت . شوهر لیلا می خواست خونه روبخره . دو برابر قیمت. ولی واسه اینکه حرصش در بیاد ندادم . چهل وشش سالمه . خونه .کله پزی . اداره. چلوکبابی. اداره . خونه. حتی جمعه ها پنجاه و دو سالمه. پسر لیلا کارمند منه . پدرسگ فتوکپی باباشه . شصت و یک سالمه .یه بارون ساده بهونه خوبی بود که هیچکس سر خاک من نباشه. به جز یه نفر . عینک دودیش نمی ذاره چشای روشنشو ببینم . ........ یعنی اشک ریختم خفن. یاد خودم افتادم
سه بار خوندمش ولی ی کم هنوز واسم مبهمه.
14 سال و 5 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلkojash?
14 سال و 5 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 5 دقيقه قبللیلا کیه؟ خواهرشه یا تو کوچه باهاش اشنا شده؟
14 سال و 5 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبلمگه نه اینکه اخرشم لیلا میاد سر خاکش؟
14 سال و 5 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبلham bazi dorane bachegish,dosesh dashte
14 سال و 5 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبلuhum,are
14 سال و 5 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 54 دقيقه قبل