دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یعنی توی تقویم جایی نداشت؟

1391/02/01 - 17:18 در سهراب سپهری
3 ديدگاه
نیما صابری

نه تو می مــانی و نه انــدوه،

... ... و نه هیچیـــــک از مردم ایــــن آبادی ...
به حباب نگـــــران لب یک رود قســــم،
و به کوتاهــــی آن لحظه شـــــادی که گذشت،
غصــــه هم می گــــذرد،

آنچنــــانی که فقط خاطــــره ای خواهـــد ماند ...
لحظه ها عریاننــــد.

به تنِ لحظـــه خود، جامه انــدوه مپوشان هرگــــز.

14 سال و 4 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 19 دقيقه قبل
نیما صابری

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

14 سال و 4 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 19 دقيقه قبل
نیما صابری

تو کجایی سهراب؟!
آب را گل کردند .... چشم ها را بستند
وچه با دل کردند!
وای کجایی سهراب کجایی آخر؟
زخمها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند
... کجایی آخر ؟ که همین نزدیکی عشق را دارزدند
همه جا سایه دیوار زدند ...
صبر کن ... صبر کن سهراب
گفته بودی قایقی خواهم ساخت
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم

14 سال و 4 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 19 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)