دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند* ديوار ِ زندگی را زين گونه يادگاران / دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

1389/10/16 - 18:08 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
سجّاد حسینی

اي مهربانتر از برگ در بوسه‌های باران
بيداری ستاره، در چشم جويباران
آئينه ی نگاهت؛ پيوند صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت؛ صبح ِ ستاره باران
بازآ که در هوايت، خاموشی ِ جنونم
فريادها بر انگيخت از سنگ ِ کوهساران
اي جويبار ِ جاری ! زين سايه برگ مگريز
کاين گونه فرصت از کف دادند بی شماران
گفتی : "به روزگاری مهری نشسته!" گفتم :
"بيرون نمی‌توان کرد، حتی به روزگاران"
بيگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهيز
زين عاشق ِ پشيمان، سرخيل شرمساران
پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
ديوار ِ زندگی را زين گونه يادگاران
وين نغمه ی محبت، بعد از من و تو مانَد
تا در زمانه باقيست آواز ِ باد و باران

15 سال و 8 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)