من زنم ....
پُرم از ظرافت، مهر، عشق، لطافت
خلقتم چنین است : همیشه بسوی من انرژی های زیادی ساطع می شود...
خلقتم چنین است : جذب می کنم تمام انرژی هایی را که لازم دارم و اینگونه به زنانگی تمام جبروتش را به رُخ می کشم
امّـــا!!!!!!...............
اختیارِ من این است : انعکاس می دهم تمام ماه واره هایم را تنها بسوی یک سیاره
اختیار من این است : به دور کدام سیاره بگردم
.
.
.
+ اگـر شجاعت نداری درگیر خلقتم بشی پس حق نداری جذاب بودن منو با هرزگی اشتباه بگیری
.
+ عاشقانه هایم غبار گرفته از بس در خودم حبسشان کردم.... کی خواهی آمد؟!.....
.
+ لی لی واره
@✘ farHad ✘ سلام الان که دارم این خطابو مینویسم ساعت 11:53 هست یعنی هنوز 8 آبانه حالا کی ارسال بشه رو نمیدونم .... هیچی دیگه خواستم تولدتو تبریک بگم اگه دیر شده ببخش
این که من،گذشته من، دیروز من، یه ساعت پیش من کی بودم، با کی بودم، چیکاره بودم... مهم نیست. اینکه الان....همین الان قلب من مال کیه مهمه پس لطفا دیگه منو به یاد گذشته ها نیانداز. . . . . . رت باتلر به اسکارلت اوهارا در عاشقانه ترین فیلم تاریخ سینما: برباد رفته
یه زمانی یکی اینجا بود که کار نداشت تازه واردی یا کهنه رفیقی یکم که دیر میکردی دیدگاه برات میذاشت که مثلا "27 روز و 22 ساعت و 41 دقيقه قبل" .... اما حالا چی؟!!! بعد از"27 روز و 22 ساعت و 41 دقيقه" سلامی دوباره راستی شماها @✘ farHad ✘ رو یادتونه عایا؟؟؟؟
چقدر شادی به مردم این کشور می آید.. چقدر دلمان بهانه این جشن های بی مقدمه را می گرفت.. چقدر این پایکوبی ها به اجتماع حوالی مان می آید.. چقدر ته قلب دسته جمعی این جامعه، خوشی کم داشت.. چقدر به رو نیاوردیم خوشی های مان را چقدر پاپوش دوختیم به پای زندگی.. چقدر در خویشتن خویش ژنده پوشِ غم های واراداتی بودیم غصه هایی بیگانه با تار و پود این مردم.. چقدر در فکرمان پیچیدیم به شادی های نداشته.. چقدر غمی زیر غم های مان بود چقدر روحمان از رقص در وسط خیابان بی خبر بود چقدر گوش این شهر، صدای بوق کم داشت.. این خنده ها، این رقص ها، این شادی ها... گوارای وجودتان... )( نوشته از پرنده مهاجر )(