habib
********* حضرت علی علیه السلام :********** پيش از آنكه درباره راه بپرسى، درباره 'رفيق راه' بپرس، و پيش از آنكه 'خانه' انتخاب كنى درباره 'همسايه' پرس و جو كن.
habib
با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده// ای که دلتنگی غربت منواز یاده تو برده// هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره// گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من می یاره// با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی// بی وداع و بی تفاوت سرد و بی صدا شکستی //به گذشته برمیگردم به سراغ خاطراتم تازه میشم از دوباره از کتاب خاطراتم //به تو میرسم همیشه در نهایت رسیدن //هرکجا باشی و باشم به تو برمیگرده حتماً// این تویی همیشه من تویی آیننه تقدیر //با همه شکستن از تو نیستم از دست تو دلگیر
habib
باز هم آمدی تو بر سر راهم// آی عشق می کنی دوباره گمراهم //، دردا من جوانی را به سر کردم// تنها از دیار خود سفر کردم //، دیریست قلب من از عاشقی سیر است //خسته از صدای زنجیر است //خسته از صدای زنجیر است //، دریا " اولین عشق " مرا بردی د//نیا دم به دم مرا تو آزردی //دریا سرنوشتم را به یاد آور //دنیا سرگذشتم را نکن باور //من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرقه در رازم// گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم آوازم //می روم شبها به ساحل ها// تا بیابم خلوت دل را //روی موج خسته ی دریا می نویسم اوج غم ها را
habib
چقدر سخته که عشقت روبروت باشه نتونی هم صداش باشی//چقدر سخته که يک دنيا بها باشی نتونی که رها باشی/// چقدر سخته... چقدر سخته که بارونی بشی هر شب نتونی آسمون باشی/// چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و ديوار نتونی همزبون باشی/// چقدر سخته... "چه بدبخته قناری که بخونه اما روياش حسه بيرونه //چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش يک قطره بارونه/// چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده/// چقدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون ///بگن چنده چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه نتونی ناجيِش باشی/// چقدر سخته که موندن راه آخر شه نتونی راهيِش باشی/// چقدر سخته توو خونت عين مهمون شی بپوسی خسته بيرون شی/// چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی ولی توو سينه داغون شی ///چقدر سخته که يک دنيا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی ///چقدر سخته که نزديک خدا باشی ولی غرق ادا باشی ///"چه بدبخته قناری که بخونه اما روياش حسه بيرونه چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش يک قطره بارونه