habib
راننده تاکسی اسکناس رو گرفت و پرسید: 1نفری؟ مکث کردم و گفتم خیلی وقته..
habib
نیا باران زمین جای قشنگی نیست! من از جنس زمینم ، خوب می دانم که گل در عقد زنبور است اما یک طرف سودای بلبل ، یک طرف بال و پر و پروانه را هم دوست می دارم ، نیا باران پشیمان می شوی از آمدن، زمین جای قشنگی نیست ، در ناودانها گیر خواهی کرد، من از جنس زمینم ، خوب می دانم ، که اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند ، در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند ، در اینجا فال حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند نیــــــــــا باران زمین جای قشنگی نیست...
habib
سلام به دوستای عزیزمممممممممم
habib
بـزرگتر که شدم داستــانی خواهم نوشت .. که کــلاغ هایش قـــصه ببافند و آدم ها را به یکدیگر برسانند