همیشه به #دروغ به خودم میگم اصلا #مهم نیست اگه به یه جای خاص نرسم یا اصلا مهم نیست به اون #هدفی که از قبل توی ذهنم داشتم برسم وبه خودم میگم اگه نرسیدم نباید ناراحت بشم ولی واقعیت اینه که هر هدفی که واسه خودمون داریم خیلی مهمه وحتی با گفتن این حرفاهم نمیتونیم خودمون رو #آروم کنیم.من که نتونستم.نمیدونم شما چطور هستین...
وقتی اطلاعاتت رو راجع به زندگی/دنیا/اصلا #همه-چی اضافه میکنی...وقتی کتابهای زیادی میخونی و با آدماش زندگی میکنی و یه دور #تجربیات اونا رو مال #خودت میکنی...باید #بدونی...باید بدونی که در قبال خونده هات #مسئولی ...در قبال هر کلمه ای که یادگرفتی و واست درس #عبرت شده...
درستش اینه که بهشون #عمل کنی...مثل خودم که به خیلی از چیزهایی که تابحال یادگرفتم عمل #نکردم!!!
در حد #حرف...واقعا حرف مونده...درحالیکه #بدتر باعث میشه که آدم #مغرور بشه...که چی؟که کتابهای زیادی خونده!!!
اینها حرفهایی بود که بعد خوندن آخرین رمان ذهنم رو مشغول کرده...شروع #انتقاد از خود به خاطر عملکردهای #نادرست...واحساس یه حس...حس #مسئولیت درقبال همه داشته های #ذهنیت
فکر کنم تو کتاب #کیمیاگر بود که خوندم:.. ( #عشق حضور مداوم معشوق را میطلبد)....به نظر خودم کاملا درسته...البته این در صورتی هست که بخوایم از عشق تعریف داشته باشیم ونه از دوست داشتن... #دوست-داشتن یه چیز خاصه...تکه...کمیابه...دوست داشتن حضور فیزیکی نمیخواد...همین که تو قلب کسی باشی همین کافیه...دوست داشتن #راه خودش رو باز میکنه...میره که برسه وجاودانه بشه...همیشگی وپایدار..
میخواهم عاشقانه بگویی...از آن عاشقانه های آرام...آرام آرام در گوشم زمزمه کنی تا به #خدا.... میخواهم هر روز #صدای دوستت دارم هایت را بشنوم...از فاصله نترس...به قول خودت یک عاشق از #انتهای کار نمیترسد...
روزنامه جام جم: مهریههای عجیب و غریب بارها سوژه خبرها شده است، از هزار کیلو بار مگس گرفته تا قلب و دست و پای آقای داماد ... اما این بار مهریه عجیبی خبرساز شده است که نقلش مثل نمونههای قبلی اسباب خنده را فراهم نمیکند، بلکه تاثیرگذار و آموزنده محسوب میشود.
ماجرا از این قرار است که صفیه رضازاده، متولد 1361، دانشجوی دوره تخصصی قلب و عروق دانشگاه تهران در نهایت سادگی با همسرش اسماعیل توکلی سی ویک ساله که او نیز دانشجوی سال سوم تخصصی داخلی دانشگاه شهید بهشتی است با مهریه تکفل پنج یتیم به مدت 14 سال پیمان زناشویی بسته است.
مهریه عروس خانم نیز عندالمطالبه است که قرار شده در روز ایتام اکرام در ماه مبارک رمضان به اجرا گذاشته شود.
صفیه رضازاده در خصوص نوع مهریه و انگیزه اش در این خصوص به مهر گفته است: همیشه دوست داشتم مهریه ام چیزی باشد که هم دنیای مرا بسازد و هم آخرتم را آباد کند از این رو به نیت 14 معصوم به مدت 14 سال و به نیت پنج تن تکفل و سرپرستی پنج یتیم را جزو مهریه ام قرار دادم.
او ادامه می دهد: سکه هر تعداد هم که باشد حتی اگر بتوانی آن را به صورت کامل از داماد بگیری فقط می تواند یک دلخوشی زودگذر برای این دنیا باشد، اما من دوست داشتم مهریه ام ماندگار باشد و دنیا و آخرت مرا تامین کند.
او می گوید: با تقبل سرپرستی این ایتام نه تنها مهریه ام را از همان ابتدا دریافت کرده ام و همسرم شیرینی لذت پرداخت مهریه مرا می چشد برای هر دوی ما باقیات صالحاتی ایجاد شده که باعث خیر هر دوی ماست و ما می توانیم بهشت دنیوی و اخروی را در کنار هم بسازیم و مسیر کمال و سعادت را با یکدیگر طی کنیم.
اسماعیل توکلی نیز در خصوص چگونگی مهریه همسرش گفته است: در صحبت هایی که با هم داشتیم مشخص شد که خط مشی ما بسیار شبیه هم است و از آنجایی که از قبل دوست داشتم چنین کاری را انجام دهم این موضوع را به عنوان مهریه لحاظ کردیم و در صورتی که وسع مالی ما بهتر شود تعداد را افزایش خواهیم داد.
داشتن یه #دوست خوب...خیلی ارزش داره...دوستی که احساس کنی میتونی #راحت یعنی خیلی خیلی راحت-حرفات رو بهش بگی وباهاش درد ودل کنی...یه دوست که بتونی ازش یاد بگیری خیلی چیزهارو...شاید همین #زندگی ...و احساس کنی #دل داری آره دل...دوستی که بابت حرفات تو رو سرزنش نکنه واونارو بعدا مثل پتکی نکنه که برات ضربه بزنه...دوستی که حسادتی تو کارش نباشه و جز ترقی ات چیز دیگه ای ازت نخواد..
رابطه عاطفی دو نفر مثل پرورش یک گل اه...همانند اون نیاز به #مراقبت و #توجه داره...به نظر من زن مثل آب و خاک برای اون گل هست....بستری برای رشدش فراهم میکنه به اون نیرو و قوت میده ورشدش را تامین میکنه ولی تا زمانیکه مرد مثابه خورشید نور و الطافش را به اون نده تلاش طرف مقابل بیحاصل میشه...گل روز به روز پژمرده میشه و در آخر #مرگ...اینجاست که باید فاتحه اون #رابطه رو خوند...
بعضی وقتا آدم یه #عقایدی پیدا میکنه...روی بعضی حرفها و کلمات کلی فکر میکنه...به #خدایی بودنشون ایمان میاره...جزئی از #وجودش میشه...ولی وقتی پای #عمل میاد...درست برعکسش یعنی کاملا #بر-عکسش رو عمل میکنه..
اینجاست که شروع میشه #انتقاد ازخود...پس اون هم اعتقاد به یه #باور چی شده؟؟؟...ولی به اینم اعتقاد دارم که آدمامیتونن خودشون رو اصلاح کنن...شاید #زمان بخواد والبته #تقویت اون #باور...
در پایان داستان کتاب کوری...همسر دکتر میگوید:ما کور نشدیم، ما کور هستیم، کور اما بینا، کورهایی که میتوانند ببینند، اما نمیبینند......به قول یکی از دوستام این استعاره از یه جامعه است....شاید همون جامعه ای که ما توش زندگی میکنیم.....وشاید ما خودمون همون جامعه ایم.....یه جامعه کور تک نفره....