در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
در "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد ! #ســــــــــــــــــــــــــــــاده ...
آقا ما دیروز یه غلطی کردیم سویشرتی که مادرم پارسال بافته بود رو پوشیدیم خلاصش دیدم داشتم امروز مثه پروانه دورم میچرخه معلوم شد اونو میخواسته بپوشه آخرشم پوشید رفت بیرون
پدر بزرگم خیاطه یه روز تعریف میکرد که یه گدا اومد مغازه منم گفتم پول ندارم اونم گفت پس شلوار بده :ندارم :پس کت بده :ندارم میگه یه نگاهی بهم کرد گفت پس مغازه رو ببند با هم بریم گدایی من اون
گُــنــــــــــــــاه ممنوع حواست هست .... خوب داری به دستورات شیطون گوش میدی ..... خدا که بهت این همه نعمت داده حرفشو گوش نمیدی اما خوب بنده شیطون شدی
در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 45 دقيقه قبلدر "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد !
#ســــــــــــــــــــــــــــــاده ...