یاسر رجب زاده
گفتي ميماني!!!!اما انگار صدايت قطع و وصل شده بود..گفته بودي :ميهماني!!!!
یاسر رجب زاده
صورتش به بوسه حساسيت داشت... ولي ديگري او را مي ليسيد....
یاسر رجب زاده
دكتر مشاوره ام ديوانه شد...وقتي چند لحظه از سكوتم را برايش معني كردي.....
یاسر رجب زاده
روزها طناب ميبافم وشبها چوب ميتراشم كسي چه ميداند شايد فردا اولين كارم به دار آويختن آرزوهايم باشد
یاسر رجب زاده
لعنت به اين سيگار!! از باوفا بودنش خسته شدم ..چرا مثل همه تركم نميكند؟؟؟
یاسر رجب زاده
آرامم....مثل مزرعه ای که تمام محصولشرا ملخ ها خوردهاند .دیگر نگران داس ها نیستم...
یاسر رجب زاده
چه حسرتیست....عبور از کنار عابرانی که عطر تو را میزنند اما هیچکدام تو نیستند.....
یاسر رجب زاده
آدم های دنیای من فعل هایی را صرف میکنند که برایشان صرف داشته باشه!!
یاسر رجب زاده
در روزگاری زندگی میکنیم که مردمانش به هر هوس وشهوتی عشق میگویند/ هر عریان وسیاه چشمی را زیبا مینامند و هر جانور دو پایی را انسان !!!!