یاس محمدی
کاش يک بار خالصانه و از ته ته دل بتونم اين دعا رو زمزمه کنم: الهي انت کما احب فجعلني کما تحب خدايا! تو اون جوري هستي که من دوست دارم، منم اون جوري کن که خودت دوست داري!
یاس محمدی
ساعات عمرمن همگي غرق غم گذشت/ دست مرا بگير که آب ازسرم گذشت /مانند مرده اي متحرک شدم، بيا /بي توتمام زندگي ام درعدم گذشت. یا اباصالح المهدی ادرکناااااااا
یاس محمدی
گـفتـم که خـدا مـرا مـرادي بفـرسـت/ طــوفـان زده ام راه نجـاتـي بفرسـت/ فــرمـود کـه بـا زمـزمـه يـا مـهـــدي/ نـذر گـل نرگــس صـلـواتي بـفــرسـت. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یاس محمدی
چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي *** چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي** خليل آتشين سخن ؛ تبر به دوش بت شکن *** خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي** براي ما که خسته ايم نه؛ ولي *** براي عده اي چه خوب شد نيامدي** تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام *** دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نيامدی. اللهم عجل لولیک الفرج
یاس محمدی
خروسه پول نداشته زن بگيره، مي ره گالينا بلانکا مي خره!
یاس محمدی
بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي انتظار/ بر دلم ترسم بماند آرزوي وصل يار/ تشنه ي ديدار يارم اي اجل مهلت بده /تا ببينم با دو چشمم چهره ي زيباي يار . اللهم عجل لوليک الفرج
یاس محمدی
عصر يك جمعه دلگير، دلم گفت: بگويم، بنويسم، كه چرا عشق به انسان نرسيدست... چرا آب به انسان نرسيدست، و هنوزم كه هنوز است، غم عشق به پايان نرسيدست، بگو حافظ دلخسته ز شيراز بيايد، بنويسد كه هنوزم كه هنوز است، چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيدست و چرا كلبه احزان به گلستان نرسيدست، عصر اين جمعه دلگير، وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس، كجايي گل نرگس؟ ذکر تعجيل فرج، رمز نجات بشر است ما بر آنيم که اين ذکر جهاني بشود....
یاس محمدی
سلاااااااااام..عصر آدینه تون بخیر دوستان.عیدتون مبارک.
یاس محمدی
غیبت زسمت ماست نه تو ای حضور محض،کاری نکرده ایم برای ظهورتان...
یاس محمدی
گـرچـه مـن سـربـــاز هـیـچ و سـاده ام /سرخوشم مهدی (عج) بود فرمانده ام /گـرچـه شـد فـرمـانـده ام غـایـب ولـی /دلـخـوشـم بـر نـائـبـش سـیّـد عـلـی .
یاس محمدی
امام علي (ع) فرمودند: از علائم ظهور آن است که به همديگر بد گوييد و يکديگر را تکذيب کنيد و از شيعيان من باقي نمي ماند؛ مگر به اندازة سرمه در چشم و نمک در غذا و چنين خواهد بود، امتحانات زمان غيبت. منبع : کتاب بحارالانوار
یاس محمدی
خدایا ... دردایره تقدیرتو، آنگاه که نبودیم ، به حسابمان آوردی وبهترین مصلحت ها را برایمان رقم زدی . حال که هستیم وبودنمان را ازفضل کریمانه تو دریافت داشته ایم ، برای محاسبه ذاتمان تنهایمان مگذار. می ترسیم ، سخت ازحساب فردا درهراسیم وازاقتدارتودرلحظه محاسبه ، بیمناک. گرچه اطمینان درونی ، امیدمان می دهد که مهربانی توتمام محاسبات را پوشش خواهد داد ولی شرمساری خودرا چگونه تاب خواهیم آورد؟!