یاس محمدی
به کجا باید رفت؟.....ز که باید پرسید؟!!! واژه عشق و پرستیدن چیست؟ جان اگر هست چرا در من ...نیست؟ من که خود میدانم ..راه من راه فناست.. قصه عشق فقط یک رویاست.... اه ای راه سکوت... اه ای ظلمت شب.... من همان گمشده این خاکم... به خدا عاشق قلبی پاکم ...
یاس محمدی
وقتي کوچکي دستاني هستند که اشکهايت را پاک کنند وقتي بزرگ مي شوي بايد دستي باشي که اشکي را پاک کني و خنده اي بر لبي بنشاني ... و اين چه زيباست ... شايد به قيمت گريستن خودت ...
یاس محمدی
استشمام عطر خوشبوي رمضان از پنجره ملکوتي شعبان گواراي وجود پاکتان .. . . ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد / زد بر دهن بسته تا لذت لب بيند... آمد قدح روزه، بشکست قدح ها را / تا منکر اين عشرت بي باده طرب بيند . . التماس دعا
یاس محمدی
ز کودکي دلم شده اسير و مبتلاي تو* خدا کند که جان دهم به ياد کربلاي تو* السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین(ع)
یاس محمدی
امام صادق(ع) به يکي از يارانشون فرمودند : « با زباني که گناه نکرده ايد ، دعا کنيد تا دعايتان مستجاب شود . راوي پرسيد : چگونه ؟ (من که با زبانم خيلي گناه کردم و زبان بي گناه ندارم) امام(ع) فرمودند : تو با زبان برادرت گناه نکرده اي و او نيز با زبان تو گناه نکرده است ، پس تو براي برادرت دعا کن و او نيز براي تو . که بي شک دعايتان در مورد يکديگر مستجاب خواهد شد.
یاس محمدی
اگر ذهن خالي، مثل شکم خالي سر و صدا مي کرد، انسان ها هميشه به دنبال دانش بودند!
یاس محمدی
روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا/ شهر يکرنگي و بي آلايشي / ماه تقصير و گنه فرسايشي /عاشقان معشوق خود پيدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند/ درد خود گويند با درمان خويش / با طبيب و يا انيس جان خويش . .
یاس محمدی
فردي چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و براي من دعا کن. بهلول گردوها را شکست ولي دعا نکرد. آن مرد گفت: گردوها را مي خوري نوش جان، ولي من صداي دعاي تو را نشنيدم! بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده اي خدا خودش صداي شکستن گردوها را شنيده است...!
یاس محمدی
نه زخم خورده نه بر دار مرده اند اينان... ز سمّ مهلک تکرار مرده اند اينان... اگر چه شهر پر است از تردد اشباح... به روزمرگي انگار مرده اند اينان... چه سالهاست به گفتار زنده اند ، ولي ...چه عمرهاست به افکار مرده اند اينان... اميد رستن از اين پيله تغافل نيست... ميان توده اي از تار مرده اند اينان ...خيال باطل اگر بعد از اين بهوش آيند... ز تازيانه ي هشدار ، مرده اند اينان... براي همدمي و همدلي و همراهي... بهيچوجه مکن اصرار ، مرده اند اينان...