یاس محمدی
دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است* جان را هواي از قفس تن پريدن است* از بيم مرگ نيست كه سرداده ام فغان* بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است*دستم نمي رسد كه دل از سينه بركنم*باري علاج شكر گريبان دريدن است* شامم سيه تر است ز گيسوي سركشت* خورشيد من برآي كه وقت دميدن است*سوي تو اين خلاصه گلزار زندگي *مرغ نگه در آرزوي پركشيدن است* بگرفت آب و رنگ زفيض حضور تو* هرگل در اين چمن كه سزاوار ديدن است* با اهل درد شرح غم خود نمي كنم *تقدير قصه دل من ناشنيدن است* آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا* روزي (امين) سزا لب حسرت گزيدن است****(شعررهبرانقلاب تقديم به حضرت مهدي(عج) )
یاس محمدی
امام مهدي (عليهالسلام): لَو أنَّ أشْياعَنا - وفَّقَهُمُ اللهُ لِطاعَتِهِ - عَلَى اجْتِماعٍ مِنَ القُلُوبِ في الوَفاءِ بِالعَهْدِ عَلَيْهِمْ، لَما تَأخَّرَ عَنْهُمْ اليُمْنُ بِلِقائِنا. اگر شيعيان ما ـ که خداوند آنها را در طاعتش توفيق دهد ـ دلهايشان را بر وفاي به عهدي که بر گردنشان است يکپارچه ميکردند، هرگز سعادت زيارت ما براي آنها به تأخير نميافتاد. احتجاج، طبرسي، ج 2، ص 325
یاس محمدی
از لحظه هاي طي شد سودي نبرده ايم / خود را به دست شايد و اما سپرده ايم / بشمار لحظه لحظه ي عمر گذشته را / هر چند سال بود همانقدر مرده ايم.
یاس محمدی
عزیز دوستلار گئجز خیر اولسون.یا علی
یاس محمدی
دوستان فعلا با اجازه تون.یاعلی