shirin
دگه نامردی رو میشه از نزدیکترین کست ببینی
shirin
این روزها چه بی امان جوش میزنم گویی دوران بلوغ دردهایم فرا رسیده.
shirin
“با تو بودن” را برای این باور دارم که “بی تو بودن”را نمی توانم باور کنم …
shirin
خا لم اینا اومدن خونمون .خالم داره با صوت قران میخونه .مردم از خنده
shirin
نمیدونم چرا بعضیا فکر میکنن اطرافیانشون یه حیونی هستش همش میگه اررررررررررررر ارررررررررررررررررر
shirin
هیچ دلی بی بهانه نمیگرید. نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر ..
shirin
نفس ، شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “تو” بهانه ی آنی
shirin
دستم را بگیر . . . ! ببر . . . ! به دور دست هایی که در دسترس هیچ . . . ! دستی نباشم . . . !
shirin
آغوش من فقط به اندازه تو جا دارد ...
shirin
از "درد" سخن گفتن با مردم "بی درد"، عجب "درد" بزرگیست...!!!
shirin
میدونی^بهشت^کجاس؟ یه فضای چند وجب در چند وجب... بین بازوهای کسی که دوستش داری
shirin
كسى كه دنياى من بوده يه روز..
shirin
بزرگترین نعمت اینه که اگر کسی پشت سرت حرف زد رفیقات بزنن تو دهنش. ولی من به شخصه از این نعمت برخوردار نیستم.
دقيقا
13 سال و 1 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبلدرسته
13 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 42 دقيقه قبلtazegi nadare
13 سال و 1 ماه و 17 روز و 19 ساعت و 50 دقيقه قبل