shirin
دگه نامردی رو میشه از نزدیکترین کست ببینی
shirin
بدم میاد از کسایی که خودشون هزار غلط میکنن واسه خودشون غلطاشون بد نیس واسه دیگران بده
shirin
از همهو همه چیز بدم اومده همش دروغ همه شیطان صفتن
shirin
درویشی را دیدم شتابان مى دوید گفتم درویش ،کجا؟ گفت مراسم عزا ، گفتم مگه کی مرده؟ آهی کشید و گفت : معرفت و وفا
shirin
مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود
معرفت که نداشته باشی ، نامردی
shirin
رفاقت معرفت نمیاره … این معرفتِ که رفاقت میاره
shirin
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ... اين چشم يك دنيا اشك در آن است.
shirin
آن چیزی که تنگ شده ، دل است برای تو . . . و جهان است ، برای من
shirin
من نمیدونم چه صیغه ای که هر پستی میزارم یکی به خودش میگیره ملت انگار به خودشون شک دارن
shirin
خوب است بدانیم که گاهی آنچه می کشیم درد بی او بودن نیست تاوان با او بودن است
shirin
گاهی دلم می خواهد ،وقتی بغض میکنم، خدا از آسمان به زمین بیاد ،اشک هایم را پاک کند،دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدما اذیتت میکنن؟
shirin
تویی که برات فایده نداره دل سوزوندن .....دیگه دورت یه خط قرمز کشیده شد...
shirin
مـن اگـر عـاشـقانه مـي نـويسم نـه عـاشـقـم ، نـه مـعشوقِ کـسي
دقيقا
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 56 دقيقه قبلدرسته
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 28 دقيقه قبلtazegi nadare
13 سال و 1 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبل