ی دختـــــر
عشقمو از چشمهای شما میخوام مردم / شمایی که بد دیدید
ی دختـــــر
من زندونی ام تو چرا پیدایت نیست
ی دختـــــر
وقتِ دلتنگی هایت بیا/ وقتی که محتاجِ شانه میشوی / وقت و بی وقت بیا/ من همیشه هستم و منتظر
ی دختـــــر
هرشب تکرار میشی بدونِ اینکه تکراری شی
ی دختـــــر
وقتی ستاره ها دورم جمع میشن که قصه ی عاشقیتو گوش کنن/ هرشب و با حوصله
ی دختـــــر
وقت و بی وقت رو گونه های خیست عاشقی میکنم / بی لحظه ای تردید
ی دختـــــر
کاش اون دلبریارو من میکردم / وقتی هنوز دل داشتی
ی دختـــــر
هر روز با خیالِ دیگری خداحافظی میکند..میرود و من چه عاشقانه پشت سرش کاسه ی آب میریزم
ی دختـــــر
خدا تو را به من نمیسپارد ...چه کنم؟
ی دختـــــر
بوسه ؛ با طعمِ هر چی تو بخوای
ی دختـــــر
دیگر نمیتوانم شعر بگویم ..تا دست به قلم میبرم سراغ تورا میگیرند / کلمات
ی دختـــــر
و یک شب همه چیز از خاطرش میرود / شب را صبح میکند بدونِ ماه/ بدونِ مهتاب ... بدونِ آغوش من