yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
خستـه ام (!) از ایـن سوال بـے جـواب که هر لحظـه مـے پـرسم؟ (!) یعنــے الان کجـاسـت ..
yedokhtare 웃
امسالْ بهار هفتسینِمان کامل نیست. سیبِ سُرخِ گونههات را کم دارد! (رضـا کـاظـمـی)
yedokhtare 웃
دو سالِ کِــــه دیدَنِتــــــــــ شُــــدهِ آرِزُومـــ
yedokhtare 웃
می شود باران ببارد؟ همین امشب! قول می دهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم! و بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرم قول می دهم فقط بویش را حس کنم! اصلا اگر ببارد فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم قول می دهم برایش شعر نگویم فقط... می شود؟امشب.... ؟ خدایا دلم به اندازه تمام روزهای بارانی گرفته
yedokhtare 웃
هیج دلیل قانع کننده ای برای بیدار شدن وجود نداره ، جز یه خواب ترسناک !