yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
سیگاری ام! مالِ پدرت را که نخورده ام! گاهی نخی دود میکنم تا خشم هایم را خالی خالی قورت ندهم! پس انگشت شماتَت را روی کسانی بگیر که هوای جامعه را به لجن کشیده اند!
yedokhtare 웃
سهم من از بودن تو یه خاطرس همین و بس.....
yedokhtare 웃
برعکس پولهایم .....زندگی ام گوشه دارد همانجا که همیشه ، تنها مینشینم........
yedokhtare 웃
زیر سر تو است گریه هایم ....بیدار شو میخواهم بروم...
yedokhtare 웃
لعنتی یــعنی میشـــود همیــن حـالا.. همیــن لحظــه.. حتــی.. اشتـــباهی ! یـــادم بیفتــی..؟ میشـــود
yedokhtare 웃
بالهایم را پشت سرم جا می گذارم تا دیگر سعی نکنم فرشته کسی باشم . . . هیچ وقت و هرگز
yedokhtare 웃
آدم هــا بـراي هــم سنگ تمــام مـي گذارنــد امــا نـه وقتــي کــه در ميانشــان هســتي آنجــا کــه در ميــان خـاک خوابيــدي "سنـــگِ تمــام" را ميگذارنـد و مــي رونــد !!
yedokhtare 웃
وای از روزی که بغض گلوگیر شود...
yedokhtare 웃
دلم هوایت را میکند، و من باز هم شرمنده اش میشوم...!!! شرمنده ي دلم
yedokhtare 웃
میدونی؟؟؟ بعضی آدمها به بعضی چیزها عادت نمی کنند! مثل من... به نبودن تو....! همین!
yedokhtare 웃
شعر که می خوانم "چشمانت" را نبند ... تو که می دانی حافظه ی خوبی ندارم !