عشق واسه یه زن وقتیه كه از روی ناراحتی با دستای ظریفش رو سینهی ستبر مردش میكوبه و مرد آروم بغلش میكنه، دستاشو میبوسه و میگه: نزن گلم دستای خودت درد میگیره... . . . . بعدم که عاروم شد شپلق یزن تو گوشش که دیگه دست رو مردش بلند نکنه طوری که نقشش رو دیوار بمونه یعنی سادیسم عشقی به این میگن
دخدره اومده مغازه در مورده لپ تاپ تو ویترین پرسید فکر کردم خریداره، 3 ساعت توضیح دادم که اینطوریه اونطوریه سی پی یو ش فولانه گرافیکسش فلانه وایرلس و بلوتوث و هارد و رم و..... طرف بعد چند لحظه فکر کردن خیلی شیک و مجلسی گفت ؟ [!]بوک هم میره؟! منم با یه نگاه کردن عاقلانه گفتم کفشتو در بیاری میتونی بری یعنی هرکی اونجا بود یه گوشه غش کرده بود
مامانم رفته بود خونه دائیم .. پسر دائیم دسته گل آب داده بود و زن دائیم داشت تنبیهش میکرد بعد پسر دائیم گفته به خدا مامان من نبودم زن دائیم هم گفته آره جونه عمت تو نبودی آره ارواح خیک عمت تو نبودی که یهو دو زاریش میفته که مامانم آنجاست دوباره شروع میکنه پسر دائیم رو به کتک زدن میگه آره جونه خالت تو نبودی بعد میبینه نمیشه هیچجور جمع و جورش کنه رو میکنه به مامانم میگه به خدا من خودم هم عمم
پسره به هزار امید از نامزدش می پرسه از کجا بدونم منو واسه خودم دوست داری؟ برگشته میگه: قیافه و هیکل که نداری بچه مایه دارم که نیستی اخلاقتم که گند دماغه به جز خودت چیزی واسه دوست داشتن نمی مونه عزیز دلم !!