yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
یه جاهایی باید از تنهاییت لذت ببری، تا دیگران از بازی دادنت لذت نبرن.
yedokhtare 웃
واژه ای در قفس است.......
yedokhtare 웃
رفتن هم حرف عجیبی است شبیه اشتباه آمدن!
yedokhtare 웃
او .. َبرآی ِ هَمیشه دیــــــــــر کَرده اَست . . .
yedokhtare 웃
چرا باید همه چیز زیر سر من باشد جز دستهای تو
yedokhtare 웃
حالم خوب است مانندحال مادربزرگ وپدربزرگ که گفتندخوبیم امامردند
yedokhtare 웃
هنگامی که دل کسی را میشکنی؛ صدای شکستنش را به خاطر بسپار؛ تا هنگامی که دلت را شکستند! رو به آسمان فریاد نزنی... خدایا !! "به کدامین گناه."؟!
yedokhtare 웃
وقتی مرا در آغوش میگرفت,چشمانش را میبست... نمیدانم از احساس زیادش بود...؟ یا خودش را در آغوش دیگری تصور میکرد...!!!
yedokhtare 웃
دو سالِ کِــــه دیدَنِتــــــــــ شُــــدهِ آرِزُومـــ
yedokhtare 웃
درد بدی است.... باید با همه خوشرفتاری کنم... بخندم اما از روی تظاهر..... تظاهر به خوشحالی کنم.... که کسی از همهمه ی داغ دلم با خبر نشود.... همه تصور می کنند که عاری ازهر دردم... اما هیچ کس نمیداند آن روز که بیشتر میخندم.... شب بالشم از همیشه باید خیس تر باشد...
yedokhtare 웃
بهت دادم تموم آسمونو خودم ماهت شدم آروم بگیری .... حالا ستاره ها دورت نشستن منو ابری گذاشتی داری میری ...
yedokhtare 웃
خـــــــدایا غـــــم خـــورده ام به مقــــدارٍ کافــــی، ممـــــــنون! میــــل نــــدارم دیگــــر، مـــــــی شــــود یــــک استــــکان مـــــرگ بـــــرایم بریـــــــزی؟
yedokhtare 웃
هر چہ سیگار בارمــ בر استکانے جمع مے شوב.... هر چہ دوستت בارمـــ בر گلو..!