yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
پای اثبات که برسه خیلی از این دوستت دارم هایی که گفته شد میشه غلط کردم ...
yedokhtare 웃
تـنــت بـوی غـریــبــه گـرفــتـه... ســگــهــآی مـحــل بـی دلـیـل پــآرس نـمـیکـنـن...
yedokhtare 웃
احمقانه است اما ماست مالـی ميکنم خاطراتت را برای دلم .... دوست دارم
yedokhtare 웃
دلــــــــــــــم ازت شکــــــــ سته ولی باز هــم فراموشت نکردم!!
yedokhtare 웃
همینه که هست .... من تو رو میخـــــــــــــام ....
yedokhtare 웃
سرخوشانـــــه می خندم شوخـــی می کنم سَر به سَرت می گذارم و تو نمیدانی .... چقدر سخت اســت احساس خفگی کردن پشـت این نقابِ لعنتـی
yedokhtare 웃
رفیق ، بزار ی ِ چیزی بگم خلاصت کنم ، این راه ِ عاشقی که تو در پیش گرفتی ما تا تَهش رفتیم . . . اونجا فرش ِ قرمز برات پهن نکردن . . . . دارن خر داغ میکنن
yedokhtare 웃
یـه روزی آهــَــم .. میگــیره .. !
yedokhtare 웃
خـیـالـت را از مَـن نـگـیـر . . . بـقـیـ ﮧ اش مـال خـودت !
yedokhtare 웃
میتـرسـم از آن دختـــرکِ شلـــوغ ُو پـرهیـاهــو . . . زنــی تنهـا و شکستـه بـا سیگـاری در دست، باقـی بمانــَد !