yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
روزها عقربه می شوند بی هوده دورخودمی گردند وپستچی ها هیچ وقت دراین خانه رانمی زنند..........
yedokhtare 웃
این روزها که می گذرد، یک ترانه تلخ، قصه ی تنهایی های مرا می سراید! سمفونی گوش خراشی است!! روزهاست پنبه دگر فایده ندارد . . . باید باور کنم تـَنهــــــایـَم ...!
yedokhtare 웃
می گویند دل به دل راه دارد ... پس چــــــــــــرا ؟ چـــــــــــــرا وقتی دلـــ ـــ ـــم را شکستی ... ! دلـــت نشکســت ؟
yedokhtare 웃
این روزها "بــی" در دنیای من غوغا میکند! بــیکس ، بــیمار ، بــیزار ، بــیچاره بــیتاب ، بــیدار ، بــییار ، بــیدل ، بـیریخت،بــیصدا ، بــیجان ، بــینوا بــیحس ، بــیعقل ، بــیخبر ، بـینشان ، بــیبال ، بــیوفا ، بــیکلام ،بــیجواب ، بــیشمار ، بــینفس ، بــیهوا ، بــیخود،بــیداد ، بــیروح ، بــیهدف ، بــیراه ، بــیهمزبان بــیتو بــیتو بــیتو...
yedokhtare 웃
باران که می بارد چشم هایم با آسمان به تفاهم می رسند چه وجه اشتراک زییبایی بین هوای دل من با این روزهای بارانی ...
yedokhtare 웃
دلم میسوزد برای چشمهایم، همیشه .... نه برای اینکه درد دارد زیاد نه برای اینکه تار میبیند این روزها نه برای اینکه حوالی چشمهایم مدام بارانی است این روزها فقط برای اینکه قرار نیست حتی اگر آدم به آدم برسد، یکبار هم شده هیچ کجای این دنیا تو را ببیند!
yedokhtare 웃
بیشتر که فکر میکنم میبینم تـــو را که هیچ، خودم را هم ندارم!
yedokhtare 웃
حکایت من و توست برگ پاییزی! بیچاره راهی ندارد جز سقوط... وقتی می داند، درخت عشق برگ تازهاي را در دل دارد!
yedokhtare 웃
زندگیام را تنهایی برداشته!تنهاییام شرّه کرده چند وقتی ست از سر کاسهی صبر ...
yedokhtare 웃
بالاخره یک روز... تمام شناسنامه های دنیا را پاره خواهم کرد! وقتی نام " او " به عنوان " همسر " در شناسنامه تو ست... شناسنامه بی رحم ترین کاغذ پاره ی دنیاست... می دانی... شناسنامه...چیز کثیفی ست!! بیزارم از این شناسنامه های دو به هم زن !
yedokhtare 웃
امشب تنهایی بدجوری چنگ می زند به گلویم. سرماست و تاریکی و سکوت... اما هیچ چیز بیشتر از نبودنت آزار دهنده نیست............
yedokhtare 웃
اعتراف تلخیه اما ب جای خابش بیشتر از خوذش عادت کردم..