yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
خدایااااااااااااااااااااا دلم برای یک بار هم که شده پایان خوش می خواهد ...
yedokhtare 웃
خستـــه شــدم از بس آرزو کـردم و دیـگـران به آن رسیـدنـد !
yedokhtare 웃
وقتي... دلتنگ تو ميشوم... وقتي... عطر تنت را مي خواهم... من به باد هم... التماس ميکنم... خدا که جاي خود دارد........
yedokhtare 웃
حماقت چيست…؟ اين که من… تو را… با تمام بدي هايي که در حقم ميکني…!! هنوز… دوست دارم
yedokhtare 웃
تنهایی خیلی سخته وقتی پیشم نباشییییییییییییییییییی ........
yedokhtare 웃
باز بویِ پاییز ، و ترس تمامِ وجودم را میگیرد ؛ که نکند یادت هم در یکی از این پاییز ها تنهایم بگذارد .
yedokhtare 웃
تَقصیــــر بـَرگــــ هــــا نیستـــــ آدَمــ هــــا هَمینـنــــد .... نَفَــــــس میدَهــــی لِهَتــــ می کننـــَــد !