yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مهم نیست خوبم یا بد ... مهم اینه که هستم ... که کاش نبودم !!
yedokhtare 웃
شب بود خسته بودم چشام و بسته بودم خورشید سر زد و من پیشت نشسته بودم چشمام و باز کردم دیدم ازت خبر نیست دیدم برام تو دنیا از تو عزیز تر نیست
yedokhtare 웃
شدیم مثله یه دیواری که کم کم داره میریزه....... هوای خونمون سرده مثل غروبه پاییزه
yedokhtare 웃
من و تو توی این دنیا اسیر دست تقدیریم ........همش دلهره داریمو با این زندگی درگیریم.....نفس که میکشیم انگار دارن شکنجمون میدن ..........داریم آهسته آهسته تو این تنهایی میمیریم
yedokhtare 웃
من و تو مال هم بودیم، من و تو جون هم بودیم.......... خوره افتاد به جونمون، تمومه جونمونو خورد
yedokhtare 웃
تمومه زندگیمون سوخت، تمومه لحظه هامون مرد................ هوای عاشقیمونو هوای بی کسیمون برد...........
yedokhtare 웃
من و تو کوه دردیم و یه گوشه زخمی افتادیم....... داریم جون میکنیم انگار رو زخمامون نمک داریم
yedokhtare 웃
من و تو توی این دنیا یه درد مشترک داریم........ دوتامون خسته ی دردیم، رو قلبامون ترک داریم
yedokhtare 웃
هیچ کسی درکــــــــ نمی کنـد کـه من زنـدگــــی ام را گــم کـرده ام لابـه لای تـه ریش مـردانـه اَت کـه عجیب دلـــــــــم را می لــرزانــد
yedokhtare 웃
چـقــــدر ســـختــــه منطقی فــکر کنی وقتــــی احــساساتت داره خـــفــت می کنـــه.....!
yedokhtare 웃
آهااااااااااااااااااااااااااااای، تویی که دلمو شکوندی حداقل بیا این بغض لعنتیم بشکن بعد برو!!!!
yedokhtare 웃
خدایا این “قسمت” رو کجا فرستادی که هر وقت نوبت من میشه ، میگن “نیست” ؟