بمیرم برای خودم ... برای دل خودم می نویسم ... برای دلتنگی هایم برای دغدغه های خودم برای شانه ای که تکیه گاهم نیست ! برای دلی که دلتنگم نیست ... برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ... برای خودم می نویسم ! بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!
@yedokhtare 웃 زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد. من پیچ می خورم و تاب می خورم دیگران گمانشان که می رقصم ! من این پیچ و تاب و این رقص خونین را دوست دارم زیرا به یادم می آورد که سنگ نیستم ،چوب نیستم، خشت و خاک نیستم که انسانم ...