نیـــلــ ـــــوفر
هی آدم ها!!باور کنیدمی خواهم از شمادورترین بمانم..نزدیک که می شوید سردی عاطفه هایتان وجودم را میلرزاند محض رضای خدا.........دور بمانید
نیـــلــ ـــــوفر
شمع زندگیم را فوت کن و خاموشم کن حالا دیگر هیچ کیکی تلخی فاصله ها را شیرین نمی کند...
نیـــلــ ـــــوفر
نه حرفی برای گفتن نه امیدی برای ادامه دادن نه پایی برای رفتن نه جایی برای ماندن نه تمایلی برای دوباره ساختن... من از اول هم هیــچ نداشتم...
نیـــلــ ـــــوفر
شوخی ِ بــدی با من کرد خــدا با آفرینـش تـو...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمامی مزرعه کافر صدایش می زدند؛ گل آفتاب گردان کوچکی را که عاشق باران شده بود.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در بهار چشم هایت ارغوانی می شوم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همه شب شعله صفت رقص کنم تا زپا افتم و مدهوش شوم//چو مرا تنگ در آغوش کشد...مستِ آن گرمی آغوش شوم