@*^*دل شکسته*^* از جايم بلند شدم، پنجره را باز کردم و ديدم زندگي هم هر از گاهي زيباست ! شنيدم که کلاغ ديوارنشين حياط چه صداي قشنگي دارد ! فهميدم که بيهوده به جنون مجنون مي خنديدم ! فهميدم که عشق، آسمان روشني دارد !
@*^*دل شکسته*^* نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...
ک دوباره ازتو رویایی شدم................ همه دنیا نمیدیدن منو...من کنار تو تماشایی شدم........................از کدوم پنجره می تابی ب شب..ک شبونه باتو خلوت میکنم.........من خدارو هرشب این ثانیه ها........ب تماشای تو دعوت میکنم..............
@*^*دل شکسته*^* تو هم با من نمی مانی برو بگذار برگردم کاش میشد با نگاهت قهر می کردم هوا ابریست و دلتنگم و من چندیست دارم با خودم با عشق میجنگم اگر می شد برایت می نوشتم لحظه لحظه هایم را صدایم را سکوتم را اگر میشد برای دیدنت دل دل نمیکردم اگر میشد افسار دلم را ول نمیکردم تو هم حرفی بزن هر چند تکراری بگو هنوزم مثل سابق دوستم داری؟






13 سال و 4 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 47 دقيقه قبل




13 سال و 4 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبل















13 سال و 4 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 18 دقيقه قبلچرا من هر دفعه میام تو نیستی یونس


13 سال و 4 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 41 دقيقه قبل