ضیافتهای عاشق را، خوشا بخشش، خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق، برای گم شدن در یار چه دریایی میان ماست، خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل، خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن، خوشا از عاشقی مردن اگر خوابم اگر بیدار، اگر مستم اگر هوشیار مرا یارای بودن نیست، تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب مرا هم خانه کن تا صبح، نوازش کن مرا تا خواب همیشه خواب تو دیدن، دلیل بودن من بود چراغ صبح بیداری، اگر بود از تو روشن بود نه از دور و نه از نزدیک، تو از قاف آمدی ای عشق خوشا خود سوزی عاشق، مرا آتش زدی ای عشق
به خداحافظي تلخ تو سوگند ، نشد که تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد لب تو ميوه ي ممنوع ، ولي لبهايم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند ، نشد با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر هيچ کس ، هيچ کسي هم به تو مانند نشد هر کسي در دل من جاي خودش را دارد جانشين تو در اين سينه خداوند نشد خواستند از تو بگويند شبي شاعر ها عاقبت با قلم شرم نوشتند :" نشـــد !"

14 سال و 17 روز و 10 ساعت و 25 دقيقه قبل
14 سال و 17 روز و 9 ساعت و 47 دقيقه قبل