می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود ... !
کشک و دوغ ...
14 سال و 2 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 15 دقيقه قبلچه فرقی میکنه کی به کیه واسه من که دوغ ودوق یکیه
14 سال و 2 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 13 دقيقه قبلنه... برا تاکید بیشتر گفتم
14 سال و 2 ماه و 11 روز و 51 دقيقه قبل