دیگه از عشق تو گفتن دیگه حرف حساب نیست دیگه از تو گفتن دیگه مال من نیست دیگه بال پرم رو چیدی دیگه دل خستم رمیدی دیگه حرف حسابی ندارم دیگه دفتر مشقی ندارم دیگه مال من نیست دیگه خستس دلم دیگه دل از هر چی عشق .....
شبی با خیال تو همخونه شد دل نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل نبودی ندیدی پریشونی هامو فقط باد و بارون شنیدن صدامو غمت سرد و وحشی به ویرونه می زد دلم با تو خوش بود و پیمونه می زد نه مرد قلندر نه آتش پرستم فقط با خیال شبا مست مستم الهی سحر پشت کوهها بمیره خدا این شبا رو از عاشق نگیره نه یک شب که هر شب دلم بیقراره می خواد مثل بارون بباره بباره شب مرد تنها پر از یاد یاره پر از گریه ی تلخ ِ بی اختیاره شب مرد تنها شب بی تو مُردن شب غربت و دل به مستی سپردن شبای جوونی چه بی اعتباره همه اش بی قراری همه اش انتظاره
چی شده یونس؟
14 سال و 11 روز و 21 ساعت و 32 دقيقه قبل