يادته يه روزي بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکونه يه نامردي اشکاتو ببينه وبهت بخنده . گفتم: اگه بارون نباره چي ؟ برگشتي و گفتي : اگه چشمهاي تو بباره اسمون هم گريش ميگيره . گفتم : يه خواهش ازت دارم وقتي که چشمهاي من ميخواد بباره ميشه تنهام نذاري ؟ گفتي : به چشم .................. اما حالا دارم گريه ميکنم ولي اسمون نميباره تو هم اون دور وايسادي و بهم ميخندي . @°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°
...سیب سرخی رو به من بخشید و رفت عاقبت بر عشق من خندید و رفت #اشک در چشمان سردم حلقه زد بی معرفت گریه ام را دید و رفت خیلی این نوشته به واقعیت نزدیکه #جاسی...
بچه که بودم مامانم مي گفت تو خيابون پفک و چيپس و اينا نخور شايد يه بچه اي ببينه دلش بخواد... يکي نيس همين مطلبو به اين دختر پسرايي که سفت همديگرو بغل مي کنن و راه ميرن انتقال بده!!!@younes