khatere
براي دوستت همه ي محبتت را ظاهر نكن.جون با اندك تغييري تورا دشمن مي دارد!
khatere
جقدر مفلوكند نا شكيبايان ! كدام زخم بوده است كه التيام نيافته باشد به تدريج؟؟؟!!!
khatere
ساقه شكستن قانون طوفان است...... تو نسيم باش و نوازش كن..........
khatere
من اكر " اشك " به دادم نرسد... " ميميرم "....
khatere
نكند يوسف عمرم رود از مصر خيالت!!!!! باز اواره ي تنهايي جاهم بكني!!!!!
khatere
صبوري مرا كداخت.نرمم كرد و از من كمان ساخت...!
khatere
از جشمان هيجكس نميتوان خواند كه دوستمان دارد يا نه... از بس كه براي نفر قبلي كريه كرده حالت جشمانش عوض شده !
khatere
براي كشتن يك برنده نياز به تير يا جاقو نيست.بالهايش را كه بجيني خاطرات برواز روزي صدبار اورا خواهد كشت!
khatere
به شانه ام ميزني كه تنهايي ام را تكانده باشي ! به جه دل خوش كرده اي؟ به تكاندن برف از شانه ي ادم برفي؟!
khatere
ما به كساني عشق مي ورزيم كه هيج وقت باران خيسشان نكرده و شبي زير ريزش اشك هايمان غرق مي شوند!!!
khatere
" مختاريد "... جون " مخ داريد "...
khatere
در مجلسي روزنه ي اميدم سخنراني مي كرد.ارزوهاي برباد رفته ام به سويش تخم مرغ كنديده برتاب ميكردند!
khatere
تو نيستي تامن تنهايي ام را باتو قسمت كنم.اما انقدر بزركم كه سهم تو را در كوشه ي ساكت اتاقم نكه ميدارم تا تو بيايي و ببيني كه من بي تو جقدر تنها بودم!
khatere
دل تنك تو امروز شدم تا فردا... فردا شد و باز هم تو كفتي فردا !!! امروز دلم مانده و يك دنيا حرف.... يك هيج به نفع دل تو تا فردا.....