khatere
هركز ندانستم عشق است يا اعتماد محض؟! اما مثل جاقويي تا دسته در قلبم فرو رفته...
khatere
فرياد اهل نيرنك! هر دوست اهل نيرنك.... با بشته خورده خنجر.....موندن توو اين قبيله!راهتو برو مسافر!بركشتنت محاله!امواج ابيه عشق... جون ميرسي سرابه.............
khatere
وقتي وضعت " توپ " شد.... " پاسش بده"....
khatere
هوا كرفته بود و باران ميباريد... كودكي اهسته كفت: خدايا كريه نكن ! ادم ها درست ميشن....
khatere
گاه چه شور است شيرينيه اين همه تلخيه زندگي ! و در بستوي خيال تو و من چه تلخ عريان ميشود زندگي از زيستنمان...
khatere
يك ساعت كه افتاب بتابد خاطره ي ان همه شب هاي باراني از ياد ميرود... اين است حكايت فراموشي ادم ها...
khatere
جوري متهمم مي كنيد انكار.... سوسكي را كشته ام! ادم بود... به سزايش رسيد...
khatere
اخر به جه درد ميخورد افتاب اسفند؟ اين كه جاي باي تورا اب كرده است!
khatere
جيز بدي نيست جنك... شكست ميخورم تا اشغالم كني !
khatere
انقدر "بختش " بلند بود... كه "دستش" به ان نمي رسيد!!!!!
khatere
آرزوي قشنگي است داشتن ردباي تو كنار ردباي من... بر دشت سپيد پوشيده از برف!!!!!!!! اما هنوز نه برف آمده و نه تو............
khatere
يا بمان و اميد فردايم باش.... يا ديروزم را برگردان و برو.....!!!!!!!!
khatere
شادي را سبب باش نه شريك.... غم را شريك باش نه سبب ....
khatere
هنوز معتقدم كه خواب رفته باهامان.... وگرنه فاصله اي نيست از من تا تو........