تو اتوبوس زن جوون و خوش سیمایی رو دیدم که داشت لباس زیر و لوازم آرایش می فروخت یکی از مسافرا با بی احترامی اون و هل داد و بلند داد زد که :زنیکه حالا تو این جا تنگی اومدی تو گوش ما داد می زنی لباس زیر 2 تومن؟زنِ جوون جواب نداد اما مسافر ول کن نبود یهو انگار که بغضش بترکه و از این حرفا خسته شده باشه گفت:چیه؟دارم نونمو از راهِ حلال در میارم.خوبه برم تو خیابون و شوهر تو و بقیه رو از راه به در کنم تا خرجم درآد... تورو به خدا به کسایی که دست فروشی می کنن مخصوصاً خانوما احترام بذارید...
وقتی فهمیدی قرار نیست با هر زن یا دختری که دوست شدی ، به
رختخواب بری...
هر وقت یاد گرفتی بدون توقع دوستی کنی،بجای اینکه انتظار داشته
باشی تا زنانگیاش در دوستیات خرج شود...
هر وقت فهمیدی هر کسی که دوستت شد دوستدخترت نیست و برای
جواب ِ سلاماش باید به یک علیک محترمانه فکر کنی نه به پیدا کردن ِ
یک مكان خالی...
اونوقت میتونی روی همراهی و همدلی من به عنوان جنس مخالفت
حساب کنی.....
مرا زمانی از دست دادی كه میان روزمرگی هایت گم شده بودی و تو فرصت آن را نداشتی كه دلتنگم باشی عجب از من!!! ... تمام دلمشغولی ام تو بودی... تمامی دقایقم با تو می گذشت اما حتی در لابه لای دفتر خاطراتت هم نبـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــودم!!!
سلام
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 20 ساعت و 16 دقيقه قبلسلام دوست عزیز
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 20 ساعت و 4 دقيقه قبل