❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من...
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
بر لب هامان گذاشتیم سیگارها را سرد بودند آن اول ها امــا شیرین کـام میگرفتیم از آن ها و مست بـودیم امـا افسوس که تقدیر چیز دیگری میخواست سـیـگارهامان میسوختند و خاکستر میشدند گــرم شــده بـــودند امــا تــــلخ تو,ته سیگارت را زیر پا له کردی و رفتی به دنبال نخی دیگر امــا من سالهاست که آن ته سیگار را میکشم
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
كلاغ پر...گنجیشك پر...نه عزیزم تو نپر بی زحمت برو گمشو...
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید ! زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده است دوست داشتی جای من بودی؟؟ پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم ! ... تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
توسط پیامک
سلام بر عزیزان ودوستان گرامی
سلام
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبلسلام دوست عزیز
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 49 دقيقه قبل