دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟ پسر: آره عزیز دلم دختر: منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر: منتظرت میمونم عشقم دختر: خیلی دوستت دارم پسر: عاشقتم عزیزم بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟ دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته بشاشه الان میآد خخخخخ
زیر بارون اگر دختری رو سوار کردید جای شماره به او امنیت بدهید او را به مقصد مورد نظرش برسانید نه به مقصد مورد نظرتان ! بگذارید وقتی زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت میبیند احساس امنیت کند ؛ نه احساس ترس بیایید فارغ از جنسیت... کمی هم مــَــرد باشیم !!
❤به سلامتی تو ...تویی که الان پشت مانیتور قوز کردی...
تویی که الان با کله اومدی رو صفحه مانیتور دستتو گذاشتی زیر چونت...
تویی که الان از فرط تنهایی بغضت گرفته...تویی که از بس خسته ای دلت گرفته...
تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه...تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره...تویی که دوسش داری ولی نمیتونی بهش بگی...
تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی .تویی که همه دلخوشیت شده کلوب..تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی❤
بنشینیم و بیندیشیم این همه با همبیگانه این همه دوری و بیزاری به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟ و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟ جنگلی بودیم شاخه در شاخه همه آغوش ریشه در ریشه همه پیوند وینک انبوه درختانی تنهاییم
@سعیده رنگ جوجه ها را عوض می کنیم تا فرزندانمان برای بازی با جوجه رنگی فریب زیباییشان را بخورند شاید می خواهیم به آنها بیاموزیم برای فریب دادن و بازیچه کردن باید رنگ را عوض کنیم...!!!!!!!
خـدایــا نمی خواهم دخالت کنم اما ... وقـت ِ خلقت ِ " زن " شاید باید از ظرافت ِ دستانش صرف نظر میکردی و نیزه میکاشتی سرانگشتانش ... آن قدر تیز که حلقوم ِ سگ هایی که بی قلاده خلقشان کرده ای با ظرافت بدرد ...!
پسری از دختری پرسید : چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم؟ دختر جواب داد: به من بگو چرا زندگی میکنیم در حالی که میدانیم در آخر می میریم؟؟
روز میلاد تو، روز صدور شناسنامه عشق است عشق من تولدت مبارک تو وجودت واسه من یه معجزه ست مثل تو هیچ کجا پیدا نمیشه روز میلاد قشنگت می مونه توی تقویم دلم تا همیشه تولدت مبارک
در ستاره بارانِ میلادت
میان احساس من
تا حضور تو
حُبابی است از جنس هیچ
از دستان من
تا لمس نگاه تو
آسمانی است به بلندای عشق
جشن میلادت را به پرواز می روم
دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها
آسمانی که نه برای من
نه برای تو
که تنها برای "ما" آبیست
سلام
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 46 دقيقه قبلسلام دوست عزیز
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبل