❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
بر لب هامان گذاشتیم سیگارها را سرد بودند آن اول ها امــا شیرین کـام میگرفتیم از آن ها و مست بـودیم امـا افسوس که تقدیر چیز دیگری میخواست سـیـگارهامان میسوختند و خاکستر میشدند گــرم شــده بـــودند امــا تــــلخ تو,ته سیگارت را زیر پا له کردی و رفتی به دنبال نخی دیگر امــا من سالهاست که آن ته سیگار را میکشم
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
كلاغ پر...گنجیشك پر...نه عزیزم تو نپر بی زحمت برو گمشو...
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید ! زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده است دوست داشتی جای من بودی؟؟ پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم ! ... تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
توسط پیامک
سلام بر عزیزان ودوستان گرامی
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
توسط پیامک
رنج دوری، یاد خوبان، کار ماستnاین پست هم حکم دیدار ماستnاین نفس فردا نمی آید بدستnپس به شادی بگذارید تا که هست...
سلام
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبلسلام دوست عزیز
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 31 دقيقه قبل