دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

من اصولا شانس ندارم من تنهام من از ادم کنه بیزارم به من تا حالا خیانت نشده(چون تنهام):)... درباره »
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
مرد - مجرد
امتیاز: 10873

دنبال‌شدگان

(1568 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(942 کاربر)

گروه‌ها

(515 گروه)

بازدید

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

salam

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

برهنه ات میکنن تا بهتر شکسته بشی.... نترس گردوی کوچک من..!! انچه سیاه میشود روی تو نیست دست انهاست....

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

ز من مپرس که در دست او دلت چونست ازو بپرس که انگشت‌هاش در خونست و گر حدیث کنم تندرست را چه خبر که اندرون جراحت رسیدگان چونست به حسن طلعت لیلی نگاه می‌نکند فتاده در پی بیچاره‌ای که مجنونست

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

در نگاه ات همه ی مهربانی‌هاست: قاصدی که زندگی را خبر می‌دهد. و در سکوت ات همه ی صداها: فریادی که بودن را تجربه می‌کند.

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

گر کسی سرو شنیدست که رفتست این است یا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است نه بلند است به صورت که تو معلوم کنی که بلند از نظر مردم کوته‌بین است

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

وقایع زندگی به ۲ صورت میباشد : اگه خوش بگذره ، اسمش خاطره ست اگه پدرت در بیاد ، تجربه ست !

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

یه دوستی اس ام اس داده:آشغال عوضی چراجواب نمیدی؟کثافت نگرانم.سالمی؟ اعصابم داره ... می شه.جواب بده تا یه کاری دستت ندادم... محبت داری؟

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

سلام دوستای گلم اومدم این روز عیدی بتركونیم هااااااااا عیدتون مباركككككككككككككككك)))))

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

بر ملک دلم روی تو خورشید شود / بر جان و دلم عشق تو امید شود می‌نوش یکی جام سلامت ای دوست / خوش باشی و هرروز توچون عید شود . .

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

مردی با ترس و رنگ و رویِ پریده به خانه‌ای پناه برد. صاحبخانه گفت: برادر از چه می‌ترسی؟ چرا فرار می‌کنی؟ مردِ فراری جواب داد: ماموران بی‌رحم حکومت، خرهای مردم را به زور می‌گیرند و می‌برند. صاحبخانه گفت: خرها را می‌گیرند ولی تو چرا فرار می‌کنی؟ تو که خر نیستی؟ مردِ فراری گفت: ماموران احمق‌اند و چنان با جدیت خر می‌گیرند که ممکن است مرا به جای خر بگیرند و ببرن

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

مردی با ترس و رنگ و رویِ پریده به خانه‌ای پناه برد. صاحبخانه گفت: برادر از چه می‌ترسی؟ چرا فرار می‌کنی؟ مردِ فراری جواب داد: ماموران بی‌رحم حکومت، خرهای مردم را به زور می‌گیرند و می‌برند. صاحبخانه گفت: خرها را می‌گیرند ولی تو چرا فرار می‌کنی؟ تو که خر نیستی؟ مردِ فراری گفت: ماموران احمق‌اند و چنان با جدیت خر می‌گیرند که ممکن است مرا به جای خر بگیرند و ببرن

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

ﺍﺷﮑﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﯿﺎﯾﺪ ، ﺍﺷﮏ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺍﺷﮏ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺳﺖ...

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

اینجا ؛ احساس ، فروشی شده … عشق ، اجاره ای شده … و تنهایی هم برای ما آدم شده …

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

شخصی به گفت بهلول: می خواهم از کوهی بلند بالا روم می توانی نزدیکترین را ه را به من نشان دهی؟ بهلول جواب داد: نزدیکترین و آسانترین راه : نرفتن بالای کوه است!

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

شخصی از بهلول پرسید: می توانی بگویی زندگی آدمیان مانند چیست ؟ بهلول جواب داد: زندگی مردم مانند نردبان دو طرفه است که از یک طرفش سن آنها بالا می رود و از طرف دیگر زندگی آنها پائین می آید .

❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤
❤☚ ƷᎯᏰị ᗩϨªᗪị ☛❤

بهلول روزی به مسجد رفت و از ترس آن که مبادا کفش هایش را بدزدند یا با دیگری عوض شود ، آنها را زیر لباد ه اش پیچید و در گوشه ای نشست. شخصی که کنارش بود چون بر آمدگی زیر بغل او را دید گفت: به گمانم کتاب پر قیمتی در بغل داری؟ چه نوع کتابی است؟ بهلول گفت: کتاب فلسفه. غربیه پرسید: از کدام کتاب فروشی خریده ای؟ بهلول گفت: از کفاشی خریده ام .

این ارسال را بازنشر کرده است.