رو بر گردوندی از تنها عشقت
رو کی خیره میشه بی من چشمت
دل سوزوندی منو بردی از یاد
بی تاثیر بود پشتت دادو فریاد
الکی تب میکردم راس راسکی میمردی
با یه چشمک دلو تا آسمونا میبردی
الکی دل میکندم که بگی وایسا برگرد
نمیدونستم از دستم داری میشی دلسرد
الکی بغض میکردم راستکی گریه کردی
انقده بد بودم آخرشم ترک کردی
رفتی
من پشیمونم برگرد حق با هیچ کی جز تو نیست
هر چی بگی تو همونه دل به عشقت آروم نیست

14 سال و 2 ماه و 17 روز و 20 ساعت و 48 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 17 روز و 20 ساعت و 44 دقيقه قبلکجایی شما ؟ راستی شعر رو به مهدی نشون دادی ؟ چی گفت ؟
14 سال و 2 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 49 دقيقه قبلbebakhshid sheri nadadin k
14 سال و 2 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 23 دقيقه قبلفرستادم به ایمیلتون که ؟ شاید نرسیده ؟ چندتا شعر جدید گفتم خواستی واست بفرستم
14 سال و 2 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 33 دقيقه قبل