زهــــرآ "زری"
نــیکـوتـین سـیـگار آدمـهــا را جـذب نـمـیکنـد ..
آدمهـا بـه دود ســیگار مـعـتـاد مـیشـونـد!
خيره مـیشـونـد بـه دود و غـرق در خاطرات ..
آدم هـا مـعتاد خاطـرات مـیشـونـد
زهــــرآ "زری"
همیشه به انتهای گریه که می رسم صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم صدای غروب غزال ها را صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن! آرام تر که شدم شعری از دفاتر دریا می خوانم و به انعکاس صدایم در آیینه ی اتاق خیره می شوم! در برودت این همه حیرت کجا مانده ای آخر؟؟؟
زهــــرآ "زری"
دلم میخواهد چنان بوسه بارانت کنم که تا همیشه در خاطرت بماند، من و بوسه هایم را
زهــــرآ "زری"
"همیشه می گویی ترک کن این سیگارهای لعنتی را، به تو قول می دهم که به زودی ترک کنم... این خودِ لعنتی را!"
زهــــرآ "زری"
"روبنده ات ، روسری ات ، روپوش ات همه را بیار جلوتر ، تنگ تر کن ، ... ... تیره تر حبس کن خودت را میان این تکه پارچه ها پنهان کن زیباییهایت را ، پاک کن خلقتت را ، چاره ای کن برای بانویی ات این روزها ، بعضی مـــردهایمان حتی با چشم هم ارضــــــاء می شوند"
زهــــرآ "زری"
برای اشتباهات احتمالی زیاد خودتون رو سرزنش نکنید خیلی ها به دنبال بهانن برای رفتن!
زهــــرآ "زری"
دیشب دوباره خواب دیدم
همان خواب تکراری
باران میامد
تو آمدی
چتر نداشتی
... لباس گرم نداشتی
حرفی برای گفتن نداشتی
قصد ماندن نداشتی
پای رفتن داشتی
رفتی
باران هنوز میامد
زهــــرآ "زری"
" فــرهنـگــ عـــرب " چادر بــه سـَـر مــا کشیــ ــد ... و " فـرهنـگ غـــرب " لبــاس از تــن مــا دَریـــد ... ... ... ولـی " فــرهنــگ مـن ایــرانـیـــه " ! نــه بــه چـــادر افـتـخـــار خــواهـــد کـــرد نــه بــه لبـــاس از تـن دَریــــده !
یدونم برا من بباف لطفا. زمستون بدردم میخوره
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبلپولشو بده
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبلقیمت؟
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 16 دقيقه قبل10000 دلار
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبل