دیشب مامان اینا داشتن می رفت خونه خاله، من به خاطر امتحان موندم خونه...واسه رفتنشون منم رفتم بیرون دَر...بعدش که اومدم تو خونه،نشستم رو مبل و تا چند دقیقه واسه خودم می گفتم اگه در حیاط بسته باشه من چه جوری برم تو خونه...؟؟؟
با اینکه از تماشای فوتبال متنفرم---حتی تیم ملی---ولی صعود ایران رو به همه،مخصوصا دوستای دوندارم تبریک می گم... حالا خدا نکنه هم رو ببینیم ، کلی باید این دوتا درباره بازی تحلیل کنن...
سلام اسما....نمی دونم اسمت رو درست نوشتم یا نع...
آره عمران می خونم...خیلی هم دوسش دارم...از دوران راهنمایی رشته مورد علاقه ام بود...البته از کارای معماری هم خوشم می یاد ولی نه به اندازه عمران...
وبلاگت رو دیدم ...خیلی طرح های ساختمونیش قشنگن...واقعا باحاله...موفق باشی
کلا آدم #ریلکسیم....یعنی با اینکه #مکه رفتم و #نمازم رو می خونم ولی یه #جشنی باشه هم به خودم میرسم، هم به اون جشن #افتخار_میدم ...اون آدمایی هم که میان می گن تو #حاجی هستی ، دوس دارم از وسط #سه_تیکه شون کنم ... ولی حرفی نمی زنم و بی محلی می کنم که خودش بفهمه به اون ربطی نداره...اینم از ما..
بعضی وقتا از #بارون#متنفر میشم.... مخصوصا امشب که #شب_قدر... آخه امسال مراسم تو #حیاط مسجد بود ، بارون همه چیز رو #خراب کرد... تازه به قول #مهرداد که الان #فصل_کشاورزی هم هست، بارون اصلا معنی نداره...
#تیکه_کلام من که فقط تو خونواده مون ازش استفاده می کنم و برای وقتیه که یکی یه کار جالب یا یه حرف باحال بزنه...اول #قیافمو اینجوری می کنم=> بعد می گم: #بلاگرفتهِ#سیاه_سولوخته ...
بهترین روزای زندگی منم اون موقع بود که رفته بودم حج...پارسال.. آرزومه یه بار دیگه برم.خاکش واقعا آدمو به سمت خودش میکشونه.اینو همه اونایی که رفتن درک میکنن
از پاچه خواری #متنفرم...نه فقط در حرف ، بلکه در #عمل هم می گم... اگرم اینجا بعد از یه مسائلی از بعضیا معذرت خواهی می کنم فقط به خاطر اینه که نمی خوام جو #دنبالر سنگین شه...وگرنه هرگز
ظهر قرار بود یه #جای_خوب بریم...یه #بابابزرگم زنگ زد به #مامانم گفت بیا واسه کاری بهم کمک کن...اون یکی #بابابزرگم چشم درد گرفت به #بابام زنگ زد بیا منو ببر دکتر...بعد عمم باید هفته بعد #بچه_اش به دنیا می یومد، دکتر گفت #امروز...لوله کشی آب خونمونم مشکل پیدا کرد...خوب #خدایا یه دفعه یه #زلزله نازل می کردی دیگه...
Naaaaaaaaa
!!!!!!!!!Bob Ross amate?!

12 سال و 11 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 50 دقيقه قبلنع ... دختر خاله بابا بزرگمه....
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 47 دقيقه قبلnoch noch noch.... vali yekam tahcherasho dari
... muhatam bede daste mn beham bezanam vasat mishi copyyysh.... 



12 سال و 11 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبلآیا به فکر کشته شدنی؟؟؟
بابراس فوق العادست...
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 32 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 26 دقيقه قبل