nazanin
www.silvernacre.iranblog.com
nazanin
عـادت مـا آدم هـاست... سـیگار هـم کـامش را کـه داد، زیـر پـا لـه مـی کـنیمش!
nazanin
من انتظار تو را می کِشم، تو مرا از انتظارت میکُشی!
nazanin
دلم تنگـ می شـود گاهـی ! برای ... يك « دوستت دارم » سـاده ! دو « فنجـان قهــوه ی داغ » سه « روز » تعـطيلی در زمسـتان ! چـهار « خنـده ی بلنــد » و پنــج « انگشـت » دوست داشتـنی !
nazanin
چشم گذاشتم،رفتی ... تا همیشه شمردن، شرط بازی نبود!
nazanin
هروقت گریه میکنم،سبک میشوم... عجب وزنی دارد چند قطره اشک!
nazanin
تنگی نفست را نینداز گردن آلودگی، دلت را ببین کجا گیر کرده!
nazanin
اگر يک روز از زندگی من باقی مانده باشد، از هر جای دنيا چمدان کوچکم را میبندم راه میافتم ايستگاه به ايستگاه مرز به مرز، پيدايت میکنم، کنارت مینشينم، روی سينهات به خواب میروم
nazanin
آدم،وقتی يه حس تكرار نشدنی رو با يكی تجربه ميكنه، دیگه اون حس رو با کس دیگه ای نمیتونه تجربه کنه ... بعضی حس ها خاص و ناب هستن.. مثل بعضی آدما ........!
nazanin
گاهی فکر میکنم که فلسفه ی وجودی بعضی میهمانی ها،گوشزد کردن تنهایی به بعضی آدمهاست و بس!
nazanin
خسته نشدی این همه کتاب نوشتی؟ این همه پیامبر آفریدی ! برای من،که از روزنامه ها،عکسهایش، و از کتابها،صفحه های آخرش را میخوانم. خلاصه کن همه چیز را .... از عشق بگو !!
nazanin
تنها پنیر مجانی،فقط در تله موش پیدا میشود. برای موفقیت،بهایش را باید بپردازید.
nazanin
هوا گرفته بود. بارون می بارید. کودکی با تصور کودکانه ی خود، رو به آسمان کرد و گفت: "خدایا گریه نکن.درست میشه ! ما آدما،یه روز بنده ی خوبی می شیم !
nazanin
من و خداوند،هر روز صبح فراموش می کنیم : او خطاهای مرا و من،لطف او را !