nazanin
خدایا عجب از آدمی، که نشانههایت را میبیند و انکارت میکند. و عجب از تو که انکارش را می بینی و مهربانی میکنی .
nazanin
پارسال با اون زیر بارون راه میرفتم... اما امسال،راه رفتن اونو با دیگری، در زیر باران اشکهایم دیدم... شاید باران پارسال،اشکهای فرد دیگری بود!!!
nazanin
مرا به آرامش میرساند حتی اصطکاک سایه هایمان ....
nazanin
وقتـــــی داشتــــی می رفتــــی !! آسمون بدجوری بارون می بارید. نمیدونم آسمون به خاطر من داشت گریه میکرد یا داشت روی تو تف می کرد ؟؟!
nazanin
گاهی مسیر جاده به بن بست میرود گاهی تمام حادثه از دست میرود گاهی همان کسی که دم از عقل میزد برای هوشیاری خود،مست میرود گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلب،خون شود و بشکست,میرود اول گرچه با سخن از عشق آمده بود آخر خلاف آنچه گفته است،میرود
nazanin
خیلی خسته شدی از بد بودن! بیا بدی هایت را بگذار زمین، کمی خوب باش! کمکت میکنم خسته ات نکند !!!
nazanin
حتی تنهایی هم آنقدر که تو سرد بودی، سرد نیست!
nazanin
بی فایده است عصر مردان مجنون و زنان لیلی.دیرزمانیست به پایان رسیده است.یخبندانیست زمین! سرهایمان را در رایانه هامان فرو کرده ایم ... و در پناه ف ی ل ت رش ک ن هامان،زاغ سیاه یکدیگر را هک می کنیم.ببین اینکه به پایکوبی اش نشسته ایم،انقراض عشق است.خوشبختی مجازی. و اینک دسته جمعی آغاز عصر یخبندان را لایک می کنیم ...!
nazanin
طلوع کن... از پشت ابرها بیرون بیا. پنجره ها بدون تو قاب فلزی شیشه داری، بیش نیستند!