@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟ من با خدا کار دارم ... هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم . صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟ فرشته ساکت بود ،.. >>> خ قشنگه ! یه وبلاگ قدیمی که خ وقته آپ نشده ! بر روی لینک کلیک کنین<<< فردا تو شب آرزو هاتون بچگیاتونو آرزو کنین و برا همه کودکای معصوم بیچاره و بیمار و بی کس خدا رو ... و برا همه دل خسته های دنیا ظهور مولا رو .. فردا شب بیاد منم باشین
وقتی مشکی مد باشه : خوبه وقتی رنگ مانتو شلوار باشه :خیلی خوبه وقتی رنگ عشقه :عالیه وقتی رنگ کت و شلوار باشه: با کلاسه اما وقتی رنگ چادر مشکی شد بد شد افسردگی می آورد دنبال حدیث و روایت می گردند که رنگ مشکی مکروهه !!!
@تیک تاک کبیر خدا بلد است، خدا جبّار است، جبران کننده است. حتی میتواند آن گناهان قبلی را هم «یبدل السیئات بالحسنات» کند. او اینقدر به ما اعلان محبت کرده که میگوید: نگران نباشید من همه آن سیئات را به حسنات تبدیل میکنم تا شیطان ما را مأیوس نکند. خدا نمیخواهد ما بگوییم: چهل سال گناه کردم، پنجاه سال گناه کردم، شصت سال گناه کردم، جوانیام در گناه گذاشت و ... او میگوید: نگران نباشید ... از شرح دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیتالله قرهی
کمیل دنبال امیرالمؤمنین راه افتاد ، گفت آقا میشود دعای خضر را به من یاد بدهید؟ آقا فرمود بله که میشود، میدانید آقا چه جملهای فرمود؟ فرمود زیادیِ همنشینی تو با ما بر ما واجب میکند کمیل هر چه بخواهی به تو بدهیم.(دعای کمیلی که درمفاتیح الجنان است همان دعای حضرت خضر است) زیاد با اهلبیت نشست و برخاست بکنید، یک وقت نروی بگویی من کجا حضرت زهرا کجا، یک کمی اینجاها بپلکی کم کم، کم کم رویت باز میشود میگویی خدایا هر چه به حسینت دادی به من هم بده! [لینک]
دوستان امشب یه حرم خونوادگی رمانتیک...بابا بزرگمو بعد از چندسال بردمش حرم..باورش نمیشد اینقده بهش خوش گذشت که یه آرزوی بدی میکیرد وقت برگشتن...همتونو دعا کردم..باس هممنو دعا کنین
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 12 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 12 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبل